محمد على مجاهدى
195
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
نشان مىدهد . دو ترجيعبند او نيز در مناقب امير مؤمنان و امام رضا خواندنى است . « 1 » مرور اينگونه آثار بلند و پرمحتوا براى شعرايى كه مىخواهند در زمينهء شعر آيينى خصوصا شعر عاشورايى آثار تازه و بديعى را ارايه كنند ، راهگشاست ، همان گونه كه آثار امثال جوياى تبريزى در تغيير نگرش و غناى فكرى شاعران همعصر آنان سهم به سزايى داشته است و با اينكه حدود سه قرن از عمر اينگونه آثار مىگذرد ، هنوز طراوت و گيرايى خود را حفظ كردهاند . برگزيدهء آثار عاشورايى شايد در بادى امر ، اطلاق شعر عاشورايى به اشعار مناقبى كه در ستايش حسين بن على عليه السلام سروده شده ، منطقى به نظر نرسد ولى بايد در نظر داشت كه اغلب اين آثار منظوم خصوصا از شعراى نازكخيالى همچون جوياى تبريزى داراى مفاهيم بلند ارزشى است كه در تبيين ابعاد وجودى سالار شهيدان افقهاى تازهاى از معرفت را فراروى آدمى مىگسترد و روح تشنهء پويندگان اين راه را از زلال ولايت سيراب مىكند . ابتدا ابياتى از دو قصيدهء مناقبى جويا را در ستايش حسين بن على عليه السلام نقل مىكنيم و در پايان به عنوان حسن ختام اين مقال از قطعه شعر كوتاه او در توصيف كربلا بهره خواهيم گرفت : اگرچه نظم تو ( جويا ) ! تمام چون گهرست * وليك فرق ز گوهر بسى است با گوهر غزل سرودى ، زين پس به منقبت پرداز * ز بحر طبع برون آر بىبها گوهر شه سرير امامت ، حسين ، ابن على * كه هست در نظرش كمتر از گيا ، گوهر دُرِّ يتيم محيط نبوّتى شاها ! * رسانده است به دريا ، نسب تو را گوهر مركب است وجود تو از نبىّ و على * زهى اصالت ذاتى و ، مرحبا گوهر ! به بحر گرفتد از خصم زرد روى تو عكس * شود به دريا همرنگ كهربا ، گوهر سرشك ماتميانت نشد ، ازين جهت است * كه اعتبار ندارد به چشم ما ، گوهر به خاك راه تو ، تا كردهايم ديده سياه * سرشكوار فتاده ز چشم ما ، گوهر شوم چو مدح سرايندهء تو ، مىگردد * دلم محيط و دهانم صدف ، ثنا گوهر مدام آب ، گره در گلوى خصم تو باد ! * شود صدف را در كام ، قطره تا گوهر « 2 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 381 تا 386 . ( 2 ) . همان ، ص 338 و 339 .